پنج ساعت مانده به تو
قدمهايم پنج ساعت و دستهايم
که گویا تو را نمي بينند
تنها پنج ساعت مانده به تو
من تو را خواهم دید ...
در پس ثانیه ها ، در گذر لحظه ها
و پس از دیدن تو باز هم در فکرم
که کدامین هنگام لحظه ی دیدار است ؟
نازنینم !
بر هر چه بود و هست
در پيش روي تو
محکم و استوار اقرار مي کنم
اين اعتراف من
باواژه هاي مهر
جمله هاي شوق
در موجي از غرور
اين اعتراف من:
من دوست دارمت ... به ارتفاع ابدیت ...

نذار باور کنم تنهای تنهام
نمی خوام با کسی غیر از تو باشم
می خوام از خوابی که لحظش حصاره
برای دیدن روی تو پاشم
اگه تو باشی و دنیا نباشه
میشه با تو همه دنیا رو حس کرد
اگه دنیا باشه و تو نباشی
دلم دق میکنه با این همه درد
تموم زندگیمو زیرو رو کن
که بی تو دل خوشی هامم گناهه
خودت باشو منو دیوانگی هام
فقط با تو دل من رو به راهه
بذار باور کنم اینو که با عشق
حقیقت میشه تو افسانه باشه
میشه افسانه ها رو زندگی کرد
اگه حق با منه دیوانه باشه

خیلی وقته که تو رفتی ، خیلی وقته کم آوردم
خیلی وقته توی قلبت مثل یه ستاره مردم
خیلی وقته مرده قلبم ، تو ازم خبر نداری
مگه از سنگه دلت که ، این جوری طاقت میاری
خیلی وقته مرده قلبم ، من توی قفس اسیرم
من دیگه نفس ندارم ، آره از زندگی سیرم
خیلی وقته که تو نیستی ، یادگاریتو ندارم
صبر و حوصله م تموم شد ، مثل ابر فقط می بارم

می دونم واست عجیبه این همه اصرار و خواهش
این همه خواستن دستات ، بدون حتی نوازش
می دونم واست سواله ، واسه تو گریه ی دردم
می گذری از من و میری ، اما باز من بر می گردم
می دونم برات عجیبه من با اون همه غرورم
پیش همه ی بدیهات ، چه جوری بازم صبورم
می دونم واست سواله که چرا پیشت حقیرم
می گذری از من و میری ، باز سراغتو می گیرم
به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه ، سهم من اشک که بریزه
به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی
تو رو لحظه لحظه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوستت ندارم اینو به خدا گفتم به سختی
من اگه دوستت نداشتم پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه ، از ته دل نمی خوندم
دارم از دوریت می میرم تا کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم ، نفسامی که هنوزی

ای کاش بدانی که کسی جز تو ، به قلب و به برم نیست
در عالم بی طاقتیم مهر تو افتاده و یار دگرم نیست
ای کاش بدانی که صدای نفست می شکند شیشه غم را
در صورتی از عشق بیفتادم و راه سفرم نیست
ای کاش بدانی که دلم حسرت جادوی تو دارد
از کوچه عشق دگری ، من گذرم نیست
ای کاش بدانی که تویی نور شب من
در قلب شکسته به جز از تو نظرم نیست
ای کاش بدانی که تویی هر نفس آهنگ دل من
بعد از همه شب های جدایی ، ز خودم هم خبرم نیست